تبليغاتX
Salazar Slytherin the Great

salazar-slytherin

Slytherin Team

salazar-slytherin

http://salazar-slytherin.blogfa.com

Salazar Slytherin the Great

Salazar Slytherin the Great

Salazar Slytherin the Great

Salazar Slytherin the Great

Salazar Slytherin the Great
خط پایان گروه اسلیترین!

این احتمالاْ آخرین پست این وبلاگه. چون فکر می کنیم به اندازه کافی زمینه برای گفته شدن پیاممون فراهم شده باشه. نه، اشتباه نکنید! این پست کاملا با پست های قبلی متفاوته. ما (مشاوران ارشد امنیتی) می خوایم توی این پست حرف هایی رو که مدت ها بود ناگفته مونده بودن رو به زبون بیاریم. و برای اولین بار، توی آخرین پست، حرفمون رو دوستانه با شما در میون بگذاریم. توی این مدت خیلی ها اذیت شدن و بهتر بگم شکنجه شدن و می دونیم که به هیچ قیمتی هم حاضر نیستن ما رو ببخشن و واقعا هم بهشون حق می دیم. ولی دوست داریم حرف های ما رو هم بشنوید. بعدش هر تصمیمی که دوست داشتین بگیرین.

-----------------

بخش اول

نویسنده: تام ماروولو ریدل

هر کدوم از ما تقریبا مدت زیادیه که به جمع هری پاتری های آنلاین پیوستیم و خیلی وقته که بین شماها بودیم. توی این مدت زیاد چیزهایی رو از بعضی از هری پاتری ها دیدیم که واقعا برامون عجیب بوده و باعث تأسف ما می شده. و بارها هم سعی کردیم این وضع رو به هر نحو ممکن تغییر بدیم ولی متأسفانه بعضی ها اونقدر به این شرایط خودشون عادت کردن که کار ما همیشه بی نتیجه می موند. ناچار به این کار دست زدیم تا شاید با این سیاست بشه اوضاع رو عوض کرد. اگه یه کم واقع بین باشین خودتون هم می تونید بفهمید منظور ما کدوم کارها هستش.

افراط در علاقه به هری پاتر چیزیه که الان هر کسی می تونه اون رو درک کنه. و این مسأله الان به اشکال مختلف بین طرفدارهای  اینترنتی اون کاملا مشهوده. کافیه که یه سر به سایت ها و وبلاگ های بعضی از طرفدارها بزنید و نگاهی هم به نظراتشون بندازید تا قیافه های مختلفش رو ببینید:

بعضی ها وبلاگشون رو تبدیل کردن به وسیله تبلیغ برای مطالب بقیه سایت ها و وبلاگ ها و کارشون فقط کپی کردن مطالب سایت های هری پاتری و بعضاً ویکی پدیا هستش. بعضی های دیگه هم که به ذهن خودشون فشار میارن و سعی می کنن که از خودشون مطلب بنویسن، نهایتاً قیافه دوست دختر جدید رادکلیف رو وصف می کنن، یا این که توی وبلاگشون واسه روپرت گرینت جشن تولد می گیرن! این عده احتملاً حتی کوچکترین نگاهی به خود داستان نکردن و فقط با دیدن فیلم هری پاتر این طور شیفته اون شدن. مطمئناً اون ها نمی دونن که این بازیگرها که تا چند سال پیش کوچکترین شهرتی بین بازیگر های هالیوود نداشتن، فقط به خاطر داستان بی نظیر رولینگ این طور مطرح شدن. حتی توی علاقه داشتن به داستان هم نباید دچار افراط شد. فیلم که دیگه جای خود داره. احتمالاً پیش خودتون دارید فکر می کنید ما هم با راه اندازی این وبلاگ و نسبت دادن کارهامون به داستان، دچار افراط شدیم. ولی هدف ما از این کار چیزی جز جلب توجه نبود تا بتونیم پیاممون رو بهتر بهتون منتقل کنیم. چون اصولاً آدم ها هم جنس خودشون رو بیشتر قبول دارن. داشتیم درباره زیاده روی ها صحبت می کردیم؛  توی این مدت این برای ما کاملا ثابت شده که «جلب توجه بقیه هری پاتری ها از جمله جنس مخالف» یکی دیگه از عامل های به وجود اومدن بعضی از این وبلاگ هاست. البته این جور موارد نسبت به بقیه خیلی کمتر هستن ولی بالاخره تر و خشک با همدیگه می سوزن. اگه یه سری به بخش نظرات بعضی از وبلاگ ها بزنید در نگاه اول با دیدن انبوه نظرات که بعضی مواقع تعدادشون چهار رقمی هم میشه، فکر می کنین که این وبلاگ ها چقدر پربازدید و پرطرفدار هستن ولی اگه تعداد افرادی که نظر دادن رو بشمارین شاید به تعداد انگشتهای دست هم نرسه! این افراد سعی می کنن با بالا بردن تعداد نظرهایی که برای بقیه می نویسن، به نوعی خودشون رو مطرح کنن. جالب این جاست افرادی که از این راه و راه های مشابه اون، شهرتی برای خودشون دست و پا می کنن، از معروف بودن خودشون هم به شدت احساس لذت می کنن.

حالا همه این ها به کنار؛ به نظر شما این کارها، نتیجه ای به جز اتلاف وقت دارن؟ وقتی که می شه استفاده های 100% بهتر ازش کرد. نمی گیم که شما این مدتی که توی اینترنت هستین رو از برنامتون حذف کنین یا این که مدتش رو کوتاه تر کنین. حرف ما اینه که می شه از این فرصت استفاده های خیلی بهتری کرد. ممکنه بگین این کارهایی که الان داره بین هری پاتری ها انجام میشه، بهانه ای هستش واسه با هم بودن و در کنار هم بودن. ولی برای با هم بودن راه های بهتری هم وجود داره. تعداد طرفدارهای آنلاین هری پاتر تو ایران خیلی زیاده و این طور که مشخصه همگی هم با هم متحد هستن و هر کدوم هم توانایی خاصی رو دارن. از این تعداد زیاد و متحد بودن و توانایی های به خصوص می شه به بهترین نحو استفاده کرد.

حتماً خیلی هاتون فکر می کنین همه این حرف ها، فقط برای توجیه کارهای اخیر ماست و مطمئناً ارزشی براشون قائل نیستید، ولی با این وجود، خیالمون راحته که لااقل پیش وجدان خودمون سرافکنده نیستیم.

لازم نیست نگران وبلاگ هاتون باشید. به زودی پسورد هاشون رو براتون می فرستیم تا دوباره راه اندازیشون کنید. البته به امید این که تحولی که گفتیم توشون به وجود بیاد.

 

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد...


-----------------

بخش دوم

نویسنده: رودولف لسترنج


به نام يكتا پروردگاري كه باران را پاك آفريد

شايد من، شايد شما، شايد خيلي ها، خيلي كارها كرده باشن كه در يك ديد اون كار خيلي زشت و ناپسند تلقي شه ولي اون كار به منزله ي پاك شدن آلودگي هاي خيلي چيزها ميشه.

ابرهاي تيره

گلهاي اسمان ميشوند

هنگامي كه نور

انها را ببوسد.

دوست خوبم جناب آقاي "تام ماروولو ريدل" خيلي از حرفايي رو كه گروه اسليترين ميخواست به شما بزنه، زدند.ما ماموريتمون رو به پايان رسونديم واميدواريم موفقيت آميز هم بوده باشه و مطمئنن هم هست. تويه اين مدت خيليها، خيلي حرفا به ما زدند ولي ما صبوري پيشه كرديم. مطمئنم اون افراد بعد از خوندن اين پست از حرفايي كه به ما زدند پشيمون ميشن ولي ما به همه ي اونها حق ميديم. ما نظرات وبلاگ رو تاييد ميكرديم و ميفرستاديم چون تعدادي از نظرات حاوي فحش هاي زشت و ركيكي بود كه يه هري پاتريست، كه ادعاي همه چيزي رو ميكنه هيچوقت از اون "كلمات" استفاده نميكنه! و ما نميخواستيم كه كسي هري پاتريست ها رو در اين وضعيت ببينه.

اي موشكها

اهانت شما به ستارگان

در پي شما

به زمين باز ميگردد.

اين وبلاگ، وبلاگ ارزوهاي ما بود و آرزوي ما يكپارچگي شما بود و يكپارچگي شما پاداش اين وبلاگ تيره ي سخت كوش بود. روزي ميرسه كه متوجهش ميشين.

ما بيش از اون چيزي كه شما فكر ميكنيد همتونو شناختيم و متوجه شديم كه خيلي هاتون اونطور كه وبلاگشون نشون ميده نيستند و عده اي هم ضعيف تر از اون چيزي هستند كه ما فكرشو ميكرديم. 

اين وبلاگ به تاريخ اسليترين خواهد پيوست. تالار اسرا بار ديگر باز نخواهد شد. چرا كه انسانها، ديگر بيدارند.

و در پايان:


اي مسافر جاودانه

رد گامهايت را

در ترانه هايم خواهي يافت


با ارزوي موفقيت براي همه


-----------------

بخش سوم

نويسنده: سیوروس اسنيپ

دوستان همه چیز رو گفتن...

واقعا برای بعضی از شما ها متاسفم...

اگه پسورد کسی فرستاده نشد یه نظر خصوصی بزاره تا فرستاده بشه.

میدونم که بعضیا تازه میخواستن با ما جنگ کنن و از تعطیلی وبلاگ ناراحت شدن اما بهتره به جای جنگ با ما با خودشون بجنگن...

کتاب رولینگ خیلی قشنگه خرابش نکنید.

من حاصل عمر خود ندارم جز غم      در عشق ز نیک و بد ندار م جز غم!

موفق باشید

استاد بزرگ سیوروس اسنیپ

ششم اسفند ۸۷

 

|+| نوشته شده توسط Slytherin Team در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 23:52 |
عضوگيري كلوب هواداران اسلي ترين آغاز شد...
the dark mark 

با توجه به نظرات دوستان و هواداران و بر اساس مشورت هايي که با ساير اعضاي تيم صورت گرفت، قرار بر اين شد که يک گروه آزاد و وابسته به گروه اسليترين تأسيس بشه. يعني علاوه بر گروه اصلي و 7 نفره ما، گروه ديگه اي به اسم گروه «مرگ خواران» به وجود بياد که به نوعي زيرشاخه اي از تيم ما محسوب ميشه و هر کسي مي تونه عضوي از اين گروه باشه .

ويژگي هايي كه اعضاي كلوب هواداران دارند عبارتند از:
   1-علاقه شديد و قلبي به گروه، شخص آقاي سالازار اسليترين و ساير اعضاي اصلي گروه
   2-تنفر شديد و قلبي از گروه گريفيندور ، دنيل رادکلایف و  ديويد ياتس
   3-حداقل يک وبلاگ دارن
   4-آن ها کد «نشان سياه»را در وبلاگ خود قرار مي دهند :  
براي اين که بازديد کننده هاي وبلاگ شما بفهمند که شما عضوي از كلوب هواداران هستيد بايد کدي که در انتهاي اين پست گذاشته شده رو توي قالب وبلاگتون قرار بديد. با اين کار، لوگوي نشان سياه (که پايين همين پست مي تونيد ببينيتش) بالاي وبلاگ شما ظاهر ميشه. اين کار در اصل حکم حک شدن نشان سياه روي دست  مرگ خوارها رو داره.

علاقه مندان به عضويت توي اين گروه، بايد اين کد رو درانتهای قالب وبلاگشون قرار بدن.
* عضوگيري احتمالا تا چند هفته آينده ادامه داره.
** اگه اعضاي گروه ما با وبلاگي که اين لوگو توش وجود داره برخورد کنن فکر هک کردنش به سرشون نمي زنه!
*** اگه شما تا حالا وي‍ژگي هاي بالا رو نداشتيد مشكلي نيست از اين به بعد خودتونو نشون بديد.
****همچنين دوستان مي تونند به اين صورت در كنار آي دي ياهو مسنجر لينك وبلاگ رو بزارن:

 (slytherins     www.salazar.slytherin.blogfa.com)

کد لوگوي نشان سياه:

dark mark

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------
صدايش بلند و بي روح بود اما درونش را آتش خشم و غضب مي سوزاند.
جن مي لرزيد و قادر نبود به چشم هاي سرخ رنگي نگاه كند كه بالاي سرش بود:
-دوباره بگو!دوباره بگو!
جن كه چشم هاي سياهش لبريز از وحشت و هراس بود با لكنت گفت:
-ق...قربان-ق...قربان،ش...شيادها،وا...وارد...ص...صندوق خا...خانواده ي لسترنج...شدن....
ابر چوبدستي هوا را از هم دريد و پرتو نور سبز رنگ،در فضاي اتاق فوران كرد،جني كه روي زمين زانو زده بود به روي زمين غلتيد و مرد،جادوگراني كه شاهد ماجرا بودند،وحشت زده،از مقابلش پراكنده شدند:بلاتريكس و لوسيوس مالفوي در گريزشان به سوي در اتاق،از ديگران پيشي جستند،دوباره و سه باره،چوبدستي اش بالا و پايين رفت و آنان كه مانده بودند،همه از دم به قتل رسيدند...
اعتماد به بلاتريكس اشتباه عظيمي بود:حماقت و بي احتياطي او ثابت نكرده بود كه اصولا اعتماد كردن به ديگران چه قدر نا معقول است؟!!!

dark lord

پ.ن: مسئول روابط عمومی اخراج شد...

|+| نوشته شده توسط Slytherin Team در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 و ساعت 12:33 |
ليست اعضا در سال 2009
  

لیست جدید اعضای گروه اسلیترین در سال ۲۰۰۹ :

۱-رئيس گروه: آقای سالازار اسليترين

2-مشاوران ارشد امنيتي: آقايان تام مارولو ريدل،بارتي كراوچ و سيوروس اسنيپ 

3- بخش شناسایی خون فاسدها:  آقاي هوراس اسلاگهورن

۴- مسئول روابط عمومی گروه: خانم بلاتريكس لسترنج

۵- و در پايان عضو تازه وارد گروه: آقاي لرد ولدمورت به عنوان مسئول جمع آوری اطلاعات

---------------

پ.ن: دلیل هک شدن بعضی از وبلاگ ها خون فاسد بودن مدیراشونه نه خون فاسد بودن کاراکتری که

برای اسم وبلاگشون استفاده کردن- بلا لسترنج

 

|+| نوشته شده توسط Slytherin Team در شنبه بیست و یکم دی 1387 و ساعت 20:31 |
The dark lord ascending
         

 

 اين بار هيچ كس نخنديد،در خشم و نفرت آميخته با صداي ولدمورت هيچ شك وشبهه اي

وجود نداشت . براي سومين بار چريتي بربيج چرخيد و رو به اسنيپ قرار گرفت.اشك از

چشم هايش سرازير بود و روي موهايش مي ريخت.اسنيپ در كمال خونسردي به او نگاه كرد

 و در همان حال زن آهسته چرخيد و دوباره رويش از او برگشت.

-آوداكداورا

پرتو نور سبز رنگ همه جاي اتاق را روشن كرد.چريتي با صداي بلند روي ميز زيرش افتاد كه

لرزيد و صداي غ‍‍‍ژغژش در آمد. چند نفر از مرگ خوارها روي صندلي عقب جستند.دراكو از

روي صندلي به زمين افتاد.

ولدمورت با ملايمت گفت:

-شام،نجيني.

مار غول پيكر پيچ و تابي خورد و از روي شانه هاي ولدمورت به روي سطح چوبي و صيقلي خزيد....

|+| نوشته شده توسط Slytherin Team در شنبه بیست و یکم دی 1387 و ساعت 20:13 |
the chamber of secrets has been opened
     

the chamber of secrets has been opened

تالار اسرار باز شده است دشمنان وارث مواظب باشید!

|+| نوشته شده توسط Slytherin Team در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 12:26 |
سالازار اسلی ترین بزرگ

 

 

 او یکی از چهار بنیان گزار مدرسهٔ علوم و فنون جادوگری هاگوارز و قدرتمند ترين

آن ها است. وي به دليل برخي اعتقاداتش مبني بر نژاد پرستي از ديگر سازندگان

 مدرسه خواست كه فقط جادوگران اصيل زاده(كساني كه نسل اندر نسل آنها

جادوگر بوده اند.) حق تحصيل در مدرسه را داشته باشند. اما چون نتوانست آنها

 را به اين امر راضي كند براي هميشه تركشان كرد. او را سازندهٔ حفره اسرار

می‌دانند، که مجموعه‌ای از راهروهای ساخته شده در زیر هاگوارتز است

 که در آن یک مار افسانه‌ای، باسیلیسک، نگاه داشته می‌شد.

او به دليل قدرت حرف زدنش با مارها مشهور بوده. تمامی نوادگان او نيز اين قدرت را داشته اند.

از دانشنامه آزاد ویکی پدیا

|+| نوشته شده توسط Slytherin Team در جمعه پانزدهم شهریور 1387 و ساعت 13:35 |